وانمود کن او را نمی بینی 
http://kia-ir.ir

وانمود کن او را نمی بینی


وانمود کن او را نمی بینی

✔️ زنی جوان، در زمانی نابه‌جا، در مکانی نابه‌جا، به طور ناخواسته درگیر ماجرای یک قتل می‌شود... او ناگزیر است با هویتی دروغین به شهری دیگر برود تا راز قتل را آشکار کند... او مرد دلخواهش را می‌یابد، اما از اظهار عشق ناتوان است، چرا که...

آغاز داستان:
هفته بعد از روز کارگر بود و زنگ مداوم تلفن های دفتر پارکر و پارکر به لیسی اعلام می کرد که بالاخره سکوت تابستان سپری شده است. در ماه گذشته کار شرکت تعاونی مانهاتان به گونه ای غیرعادی راکد بود ولی حالا دوباره رونق گرفته است. لیسی به ریک پارکر که فنجان قهوه اش را روی میز میگذاشت، رو کرد و گفت:
حالا دیگر وقتش رسیده، از ماه ژوئن تا حالا حتی یک معامله درست و حسابی هم نداشتیم. هر کسی را می دیدی، راهی هامپتونز یا کیپ بود. اما شکر خدا حالا همه برگشته اند. من هم از ماه کم کاری لذت برده ام. اما حالا وقتش رسیده دوباره کار را شروع کنیم...

  انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۹۹               تعداد بازدید : 407

برچسب های مهم

دیدگاه های کاربران (0)

انسان خرمند همواره تشنه دانش است، در حالی که بی‌خرد همیشه به دنبال غذای شکم می‌گردد.

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما